تعامل با کودکان 1

رفتارهائی از کودکان که ممکن است به نظر ما خشونت به حساب آید میتواند بخشی از روال رشد و مسیر تکامل روحی و روانی طبیعی او باشد. این موارد را باید شناخت و به تناسب شدت و ضعف، آنها را کنترل و تبدیل به فرصت برای ترویج رفتارهای پسندیده و سازنده کرد.
کودکانی که تمایل زیادی به «نه» گفتن دارند اغلب در مرحلهای طبیعی از رشد قرار دارند که در آن استقلال خود را کشف میکنند. این رفتار، اگرچه میتواند برای والدین چالشبرانگیز باشد، معمولاً نشاندهنده این است که کودک در حال یادگیری نحوه ابراز وجود و تمایز خود از دیگران است [1].
چندین دلیل رایج برای این رفتار وجود دارد:
کسب استقلال: کودکان نوپا و پیشدبستانی در حال ایجاد حس هویت خود هستند و با استفاده از کلمه «نه» احساس کنترل میکنند [1].
تلاش برای جلب توجه: گاهی اوقات، «نه» گفتن راهی برای شروع تعامل یا جلب واکنش والدین است.
محدودیتهای ارتباطی: ممکن است کودک نداند چگونه احساسات یا خواستههای خود را به روشی مؤثرتر بیان کند و «نه» را به عنوان یک پاسخ ساده انتخاب کند.
خستگی یا گرسنگی: مانند بزرگسالان، کودکان نیز زمانی که خسته، گرسنه یا تحت فشار هستند، بیشتر کج خلقی میکنند و پاسخهای منفی میدهند.
راهکارهای مدیریت این رفتار:
به جای تلاش برای متوقف کردن کامل «نه» گفتن، میتوانید رویکردهای خود را تنظیم کنید تا این رفتار را مدیریت کرده و همکاری را تشویق کنید [1، 2]:
- قدرت انتخابهای محدود: به جای پرسیدن سؤالات باز که میتوانند با «نه» پاسخ داده شوند (مانند: “آیا میخواهی لباس بپوشی؟”)، دو گزینه قابل قبول ارائه دهید (مثلاً: “آیا میخواهی پیراهن قرمز را بپوشی یا پیراهن آبی را؟”) [2].
- استفاده کمتر از سؤالات بله/خیر: درخواستهای خود را به شکل دستورات مثبت بیان کنید (مثلاً به جای “آیا میخواهی اسباببازیهایت را جمع کنی؟” بگویید “وقت جمع کردن اسباببازیهاست”).
- حفظ آرامش: وقتی کودک شما «نه» میگوید، آرام بمانید. واکنشهای شدید میتواند رفتار را تقویت کند.
- تأیید احساسات: احساسات کودک را بپذیرید. میتوانید بگویید: “میدانم که دوست نداری الان بخوابی، اما وقت خواب است.”
- ارائه الگو: خودتان از زبان مثبت استفاده کنید و در تعاملات روزمره، مدل مناسبی از همکاری باشید.
- ثبات: در مورد قوانین و انتظارات خانه ثابت قدم باشید. دانستن مرزها به کودک احساس امنیت میدهد [2].
اگر این رفتار ادامه پیدا کرد یا با پرخاشگری شدید همراه بود، ممکن است صحبت با یک متخصص اطفال یا روانشناس کودک مفید باشد.

پرخاشگری در کودکان
هیچکس دوست ندارد عصبانی شود، اما همه ما هر از گاهی این احساس را تجربه میکنیم. با توجه به اینکه بسیاری از بزرگسالان ابراز خشم به روشهای سالم و سازنده را دشوار میدانند، جای تعجب نیست که احساسات خشم اغلب در کودکان به طغیان تبدیل میشود. اکثر والدین در مورد اینکه در مورد کجخلقیها و رفتارهای خشمگین چه باید کرد، دچار تردید میشوند و تعداد زیادی از آنها از خود میپرسند که آیا نحوه رفتار فرزندشان طبیعی است یا خیر.
چه زمانی خشم، تحریکپذیری و پرخاشگری در کودک ناسالم است؟
برای یک کودک زیر ۴ سال غیرمعمول نیست که تا ۹ بار در هفته قشقرق به پا کند. دکتر دنیس سوخودولسکی، روانشناس بالینی مرکز مطالعات پزشکی کودکان ییل ، میگوید: «این قشقرقها میتوانند شامل گریه، لگد زدن، کوبیدن پا، کتک زدن و هل دادن باشند که پنج تا ۱۰ دقیقه طول میکشد.» اکثر کودکان تا قبل از مهدکودک این رفتار را کنار میگذارند. برای کودکانی که قشقرقهایشان با بزرگتر شدن ادامه مییابد و به چیزی تبدیل میشود که از نظر رشدی مناسب نیست، کمک حرفهای ممکن است لازم باشد. به گفته سوخودولسکی، مشکلات مربوط به خشم شایعترین دلیل ارجاع کودکان به درمان سلامت روان است.
چه عواملی باعث خشم، تحریک پذیری و پرخاشگری در کودکان می شود؟
عوامل متعددی میتوانند در کشمکشهای یک کودک خاص با خشم، تحریکپذیری و پرخاشگری (رفتاری که میتواند به خود یا دیگری آسیب برساند) نقش داشته باشند. یکی از محرکهای رایج، ناامیدی است وقتی که کودک نمیتواند به خواسته خود برسد یا از او خواسته میشود کاری را انجام دهد که ممکن است تمایلی به انجام آن نداشته باشد. برای کودکان، مشکلات خشم اغلب با سایر بیماریهای روانی، از جمله اختلال نقص توجه/بیشفعالی (ADHD) ، اختلال طیف اوتیسم (ASD)، اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) و سندرم تورت همراه است.
تصور میشود ژنتیک و سایر عوامل بیولوژیکی در خشم و پرخاشگری نقش دارند. محیط نیز در این امر مؤثر است. آسیبهای روحی، اختلال عملکرد خانواده و برخی از سبکهای فرزندپروری (مانند تنبیه خشن و نامنظم) نیز احتمال بروز خشم و/یا پرخاشگری در کودک را که در زندگی روزمره او اختلال ایجاد میکند، افزایش میدهد.
خشم، تحریکپذیری و پرخاشگری در کودکان چگونه تشخیص داده میشود؟
والدین ممکن است فرزند خود را برای ارزیابی روانشناختی یا روانپزشکی بیاورند، یا ممکن است کودک توسط متخصص اطفال، روانشناس، معلم یا مدیر مدرسه ارجاع داده شود. کودکان بزرگتر که مشکلات رفتاری دارند و با قانون در تماس هستند، ممکن است توسط دادگاهها یا سیستم قضایی نوجوانان برای ارزیابی و درمان فرستاده شوند. (سوخودولسکی خاطرنشان میکند که این دقیقاً همان چیزی است که درمان زودهنگام با هدف جلوگیری از آن انجام میشود.)
هنگام ارزیابی وسعت و عمق خشم یا پرخاشگری کودک، ارائه دهنده خدمات درمانی به رفتارها در بستر زندگی کودک نگاه میکند. این شامل دریافت اطلاعات از والدین و معلمان، بررسی سوابق تحصیلی، پزشکی و رفتاری و انجام مصاحبههای تک به تک با کودک و والدین است. سوخودولسکی میگوید: «ما طیف کاملی از اختلالات سلامت روان و نحوه تأثیر آنها بر زندگی کودک را بررسی میکنیم.»
سوخودولسکی اضافه میکند که ابزارهای اندازهگیری مبتنی بر تحقیق، مانند پاسخهایی که والدین و فرزندشان به سؤالات خاص میدهند، برای تعیین اینکه آیا کودک معیارهای تشخیصی اختلال رفتاری را دارد یا خیر، استفاده میشوند. در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، ویرایش پنجم، ویرایش متن (DSM-5-TR)، که به عنوان “کتاب مقدس” تشخیصها در نظر گرفته میشود، تشخیصهای احتمالی برای کودکی که دچار خشم، تحریکپذیری و پرخاشگری است عبارتند از:
- اختلال نافرمانی مقابلهای (ODD) ، الگویی از خلق و خوی عصبانی یا تحریکپذیر، رفتار استدلالی یا نافرمانی، و/یا کینهتوزی که شش ماه یا بیشتر طول میکشد
- اختلال سلوک (CD) ، الگوی رفتاری مداومی که حقوق دیگران را نقض میکند، مانند قلدری و دزدی، و/یا هنجارهای متناسب با سن، مانند فرار از مدرسه یا فرار از خانه
- اختلال بینظمی خلق و خوی مخرب (DMDD) ، که با طغیانهای مکرر خشم و خلق و خوی تحریکپذیر یا افسرده در بیشتر مواقع مشخص میشود.
گاهی اوقات پزشکان ممکن است از اصطلاحاتی استفاده کنند که جزئی از DSM نیستند اما در تحقیقات، آموزش یا حمایت استفاده شدهاند. به عنوان مثال، «اختلال شدید تنظیم خلق» اصطلاحی است که به ترکیبی از خلق تحریکپذیر و طغیانهای خشم یا رفتار پرخاشگرانه در کودکان مبتلا به اختلالات خلقی و ADHD اشاره دارد. در حوزه سندرم تورت، اصطلاح «حملات خشم» برای توصیف طغیانهای خشمی استفاده شده است که اغلب با تحریک متناسب نیستند و با شخصیت کودک سازگار نیستند. اصطلاح نسبتاً جدیدی به نام «اجتناب از تقاضای آسیبشناختی» (PDA) در حوزه اوتیسم برای منعکس کردن واکنشهای عاطفی شدید به خواستهها و انتظارات روزمره رایج استفاده شده است.
خشم، کجخلقی و پرخاشگری در کودکان چگونه درمان میشود؟
مداخله رفتاری اولین خط درمان برای خشم و پرخاشگری در دوران کودکی است. اگرچه روشهای درمانی زیادی وجود دارد که میتوانند مفید باشند، مرکز مطالعات کودک بر دو رویکرد اصلی تأکید دارد که بر تغییر پویاییهای بین فردی که منجر به طغیانهای خشم میشوند و از آنها ناشی میشوند، تمرکز دارند. اینها درمانهای مکملی هستند که مشکلات رفتاری کودک را از جهات مختلف مورد بررسی قرار میدهند.
- درمان شناختی رفتاری (CBT) یک رویکرد سه جانبه است که به کودک کمک میکند تا استراتژیهای جدید و مؤثرتری را برای تنظیم احساسات، افکار و رفتارهای ناشی از خشم به دست آورد.
- تنظیم هیجان، که به کودک اجازه میدهد تا محرکهای خشم و راهبردهای پیشگیرانه را شناسایی کند.
- یادگیری روشهای جایگزین برای ابراز و پرداختن به ناامیدی، که به کودک و والدین کمک میکند تا عواقب احتمالی هر انتخاب را بسنجند و درگیری را به حداقل برسانند.
- توسعه استراتژیهای ارتباطی جدید، از طریق ایفای نقش برای تمرین، که به پیشگیری و حل موقعیتهای برانگیزاننده خشم کمک میکند.
اگرچه CBT با کودک انجام میشود، والدین به طور فعال در درمان شرکت میکنند و از پیشرفت کودک در یادگیری مهارتهای مدیریت خشم حمایت میکنند.
- تکنیکهای مدیریت والدین (PMT) با آموزش روشهای جایگزین برای مدیریت رفتارهای نادرست، به والدین کمک میکند تا طغیانهای خشم را محدود کنند. تمرکز بر استفاده از تقویت مثبت برای کارهای درست کودک است، نه تنبیه برای تخلفات. PMT بر تعامل مثبت در خانوادهها به عنوان پاداش تأکید دارد. سوخودولسکی میگوید: «ما به خانوادهها کمک میکنیم تا از گذراندن وقت با هم لذت ببرند. این به بزرگترین انگیزه کودک برای کاهش طغیانهای خشم تبدیل میشود.»
برخی از کودکان همچنین برای کمک به مدیریت سایر بیماریهای روانی (مانند ADHD، اضطراب یا افسردگی ) دارو مصرف میکنند. اما CBT و PMT (که ۶۵٪ میزان موفقیت در کاهش فراوانی و شدت طغیانها دارند) درمانهای اصلی هستند.
سوخودولسکی میگوید اگر کودکی واکنشی نشان ندهد، ممکن است رویکردهای دیگری امتحان شوند و میافزاید که برخی از کودکان به خدمات سرپایی فشردهتر یا حتی درمان بستری نیاز دارند. او میگوید: «زندگی با شدت عاطفی زیاد حس خوبی ندارد، بنابراین تمرکز و هدف درمانی ما این است که به کودک کمک کنیم احساس بهتری داشته باشد و رنج نکشد.»